بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

گذشت عمرم ز نیمه و نیامدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۴ مطلب با موضوع «ashaar» ثبت شده است

فریادرس

به خیال خالِ رویت، شده طی بساط عمرم
نظری به حال زارم که تو منجی جهانی


ز چه رو شبی به سویم، نظری نمی نمایی
به برم نمی نشینی، به برت نمی نشانی


تو که واقفی زحالِ دلِ زارِ ناتوانم
چه شود اگر نمایی نظری به ناتوانی

 

این اشعار را در کتاب فریادرس دیدم

 

خیلی زیباست

خسروی دارم که باشد ماه تابان همه

خسروی دارم که باشد ددشمنا ن را ملحمه

-----------------------------

خسروی دارم که باشد صد برابر با جنان

خسروی دارم که باشد در زمین شاه جهان

-----------------------------

خسروی دارم که باشد رازدار فاطمه – س -

خسروی دارم که دارد صد نشان فاطمه– س –

--------------------------------

خسروی دارم نباشد مثل او در هر زمان

خسروی دارم که پنهان است و ظاهر در جهان

------------------------------

خسروی دارم که باشد مختفی در قلبمان

خسروی دارم نهان ازآن نشان بی نشان

------------------------------------

خسروی دارم  بیاید تا جهان روشن شود

خسروی دارم که عشقش مر تورا ایمان شود

----------------------------------

خسروی دارم که خالش خلوت جان و دل است

خسروی دارم که پیمان بسته از عهد الست

---------------------------------------

خسروی دارم که رویش مهرتابان راخجل

خسروی دارم زعدلش ظلم ظالم مضمحل

-------------------------------------

خسروی دارم  بیاید تا دلم روشن کند

خسروی دارم  بیاید تا جهان گلشن کند

-----------------------------------

خسروی دارم  بیانش مثل دریا نیلگون

خسروی دارم  کند ظلم وستم را واژگون

**************

امید وصال

آنگه که چکه می کرد زشیر قلب من عشق

صدای آب می داد نوای دلربایش

به آسمان آبی خیره شدم ندیدم

بجز دو صد نگاهش ، نشسته ام به راهش

نظر به آن جمالش ، به خال بی مثالش

به رفتن پگاهش ، به هیبت جلالش

عجب مدار از من چنین شکسته قلبم

مگربیاید از ره ، ببینم آن جمالش

به رو ء یت هلالش ، زگیسوی سیاهش

بچینم از رخ او ، گلی ازآن وصالش

بریده باد دستم ، بسی قلم شکستم

به لطف دوست بستم ، امید بر وصالش

***********

آشفته بازار

وجودم نخ نما گشته به مقراض فراموشی

زبس از یاد بردی تو ، مرا در دام بیهوشی

فلک افسونگری بنمود و مکرو حیله هایی کرد

امان از دست این مردم ، امان از حرف درگوشی

برفتی تو و تنها شد دل زار و نزار من

خیال و فکر من این بود که در وصلم بسی کوشی

چو در انظار این مردم تو با سیلی بنوازی

بسی آب و روان گشته ز چشمانم به مدهوشی

 شفای درد و درمانی ، قرار دل ، تو سامانی

رهاکردی و رفتی تو مرا در خواب خرگوشی

دراین زندان اسکندر ، من وصدها پریشانی

تویی آرامش دلها ، چرا عیبم نمی پوشی

اسیر بو ی موی تو ، دل آشفته بازارم

تویی سرو خرامانم ، چرا ازمن نظر پوشی

غزل گفتی و دُ رّ سفتی دراین هنگام مشتاقی

مدال افتخارمن همین رسم سیه پوشی

نمک پاشان زخمم شد همان چشمان پرشورت

تحمّل کرده ام امّا تو می پاشی و می پوشی

اگر چه شعر من چندان نباشد در خور رویت

ز الطاف خفیّ خود مرا لاجرعه می نوشی

--------------------

http://mahdi26dehghan11.blogfa.com

------------------

پیغام و پس پیغام

جز رحمت چشمان تو، دنیا چه می‌خواهد
تشنه به غیر آب، از دریا چه می‌خواهد

حالا که موسایم شدی راهی نشانم ده
غیر از نجات، این قوم از موسی چه می‌خواهد

شاید بپرسی از چه دنبال دَمَت هستم
دل مرده نوعاً از دَم عیسی چه می‌خواهد؟

پیغام و پس پیغام یعنی یاد ما هستی
مجنون جز این پیغام، از لیلا چه می‌خواهد

پیراهنی بفرست شاید زنده ماندم من
جز دل خوشی، یعقوب نابینا چه می‌خواهد

تا کیسه ما پر شود احسان تو کافی است
مسکین به جز خیرات از آقا چه می‌خواهد

چیز مهمی نیست این که ما چه می‌خواهیم
باید ببینیم آن جناب از ما چه می‌خواهد

ای انتقام پهلوی پشت درِ خانه
غیر از ظهور تو مگر مادر چه می‌خواهد

علی اکبر لطیفیان

انتظار ظهور

از چل گذشت دفتر و دیوان انقلاب
بر خیز و بین تو عزّت و میزان انقلاب

 

برهم زَدَست خواب جهانخوارگان غرب
سیل عظیم و غرّش طوفان انقلاب

 

در سختی و کشاکش تحمیل جنگها
باشد بسیج، بر سر پیمان انقلاب

 

کفتار غرب از سر کین در کمین ماست
دست عدو گرفته گریبان انقلاب

 

هفتاد و دو ستاره به یک روز پر زدند
تا عرش حق پریده ز ایوان انقلاب

 

همچون درخت سرو و صنوبر ستاده است
فرزانه ای به باغ و گلستان انقلاب

 

بعد از چهل بهار درخشد در آسمان
سید علی چو شمس فروزان انقلاب

 

شب بود و سرد بود و سیاهی که ناگهان
دیدم طلوع ماهِ شبستان انقلاب

 

دیدی چگونه خون شهیدان ثمر نشست
اکنون  رسیده میوه بستان انقلاب

 

با اقتدار و عزّت و با شوکت و جلال
استاده است یوسف کنعان انقلاب

 

افکنده است بر دل غارتگران غرب
رعب و هراس، طفل دبستان انقلاب

 

از بهر چیست که بارها از بلای دهر
حفظش نموده سلسله جنبان انقلاب

 

تحمیل کرده جنگ و ترور کرده سالها
تا بر زنند صدمه به ارکان انقلاب

 

این انقلاب، چیست چهل سال آزِگار
افتاده دیو و دَد همه بر جان انقلاب

 

بعد از تجمّلات و ریاست برای ما
بی دردی است آفت پنهان انقلاب

 

برپا نمود فتنه هشتاد و هشت چون
در وحشتند از سر و سامان انقلاب

 

لشکر کشی نموده و تهدید میکنند
تا بگسلند رشته ی پیمان انقلاب

 

"سیمرغ" در حوادث دهر آبدیده ایم
با همّتیم و گوش به فرمان انقلاب


97/10/18
🌺 #لقمانی_بهابادی_سیمرغ

یــــاران خراسـانی

سرخوش ز سـبوی غم پنهانی خویشـم

          چــون زلف تو سـرگرم پریشانی خویشم

در بــــزم وصـال تو نگـــویم ز کم و بیـــش

         چـون آینــه خو کرده به حیرانی خویشم 

لــب باز نکـــردم به خروشــی و فغانــــی

         مــن مـــحرم راز دل طـــوفانی خویشــم 

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

         عمریست  پشیمان ز پشیمانی خویشم 

از شوق شــکر خنده لبـش جان نسپردم

        شرمنده ی جانان ز گران جانی خویشم 

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

        افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم 

هر چند  امیــن بسته ی دنیـــا نیــم امــا

          دلبســــته ی یــــاران خراسـانی خویشم

 http://bayanbox.ir/info/8768151817324158506/Yarane-Khorasani

https://tamasha.com/v/40n5R

 

اشعار مذهبی

لبریز

باز هم لبریز نام مهدی ام

مملو از مدح امام مهدی ام

مهدی زهرا(س) وصی عسکری است

شیوه ی کردار او پیغمبری است

جانشین بر حق شایستگان
رهبر شایسته ی اسلامیان

مهدی(عج) قائم امام منتظر 
صورتش زیباتر از قرص قمر

زاده ی ختم رسولان است او
کوثر و خیر فراوان است او

اوست فرزند امیرالمومنین(ع)
پای تا سر دین و ایمان و یقین

او امام مسلمین عالم است
او به درد اهل عالم مرهم است

حجت الله از برای مردم است
شمس تابان در میان انجم است

او امام و سرور و مولای ماست
شکر یارب او به شیعه مقتداست

آبرومند است در نزد خدا
شافع ما اوست در روز جزا

دارد او در پیش داور اعتبار 
شیعیان را اوست تاج افتخار

هر که گوید حضرت او را دعا
می دهد پاداش بی حدش خدا

با دعا نعمت فراوان می شود
با دعا گلخن گلستان می شود

با دعا شیطان اسیر غم شود
با دعا پیوندها محکم شود

با دعا از فتنه ها ایمن شویم
سخت مثل سدی از آهن شویم

با دعا بر مهدی صاحب زمان(عج)
می کند ما را دعا مولایمان

در قیامت شافع ما می شود
عاشقی آن روز معنا می شود

هر دعا با او اجابت می شود
شیعه سرتا پا دیانت می شود

شیعه چون غرق تمنا می شود
دست بر دامان مولا می شود

با دعا دفع بلاها می کنیم
با دعا کار مسیحا می کنیم

شافع ما شخص پیغمبر(ص) شود
راضی از ما حضرت داور شود

رزق ما وقتی که در دست خداست
وسعت روزی دلیل هر دعاست

با دعا بخشوده خواهد شد گناه
محو خواهد شد هزاران اشتباه

با دعا رجعت مهیا می شود
زندگی خوشرنگ و زیبا می شود

گر دعا خوانیم از بهر فرج
می شود تعجیل در امر فرج

دست خود را می برم سوی خدا
میکنم بهر فرج هر دم دعا

http://ashkeshafagh.parsiblog.com

----------------