بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

گذشت عمرم ز نیمه و نیامدی

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۹ ثبت شده است

*مناظره دو شلوار*

دو تا شلوار توی یک خشکشویی/
شبی کردند باهم گفت وگویی

یکی از آن دو خیلی شیک تر بود/
کمی از آن یکی باریکتر بود

دوتا جیب بزرگ از پشت و رو داشت/
همیشه لنگه اش خط اتو داشت

شکیل و خوشگل و ابریشمی بود/
از آن اجناس شیک ” لندنی” بود

خلاصه جنس مرغوبی خفن داشت/
کمربندی ز چرم کرگدن داشت

یکی دیگر چروک و ساده تر بود‌/
کمی از آن یکی افتاده تر بود

تمیز و شسته اما بی اتو بود/
هم از بالا ، هم از پایین رفو بود

به قدری کهنه بود و خسته از کار/
به زحمت می شد او را گفت ، شلوار

گذشتِ روزها ، بی ارزشش کرد/
تلاش و کارو زحمت ، نخکشش کرد

پس از یک شست وشو با خوب رویی/
نشسته گوشه ای از خشکشویی

به سویش آمد آن شلوار زیبا/
به عشوه شانه ها را داد بالا

کنار او نشست و با تکبر/
به او می گفت از روی تمسخر

که من یک روز در بوتیک بودم/
کنار جنسهای شیک بودم

مرا دیدند مردم پشت شیشه/
که شلواری گران بودم همیشه

همیشه در مکانی لوکس بودم /
کنار جنس هایی لوکس بودم

کنار کفشهای چرم اعلا/
و کت هایی به قیمت های بالا

پس از یک دوره ی چشم انتظاری/
رسید از راه مرد پولداری

تراولهایی از جیبش درآوُرد/
مرا فوری خرید و باخودش بُرد

چه جاهایی که با آن مرد رفتیم/
میان مردمی بی درد رفتیم

همیشه روی مخمل می نشستم/
درون جمع اول می نشستم

به یک چشمک برایم شد مهیا/
گرانقیمت ترین ماشین دنیا

خوراکم بود چک پول و تراول/
تراولهای رنگارنگ و خوشگل

درون خانه ده شلوار بودیم/
که باهم مدتی همکار بودیم

درون ناز و نعمت خواب بودیم/
همه در خدمت ارباب بودیم

تو اما ظاهراً شلوار کاری/
که روی زانویت هم وصله داری

دل شلوار کهنه سخت آزُرد/
ولی پیش رقیبش کم نیاوُرد

به حسرت گفت ای شلوار زیبا/
لباس گُنده های ” رده بالا “

منم مثل تو شلوارم برادر/
ولی من آبرو دارم برادر

مرا یک مرد فرهنگی  خریده/
شبی از جمعه بازاری خریده

نه در عمرم تراول دیدم هرگز/
نه ماشینهای خوشگل دیدم هرگز

نه روی مخمل و اطلس نشستم/
نه با جمعیتی ناکس نشستم

نه دستی را به نامردی فشردم/
و نه پولی را ز حق الناس خوردم

خدارا شکر اربابم شرف داشت/
نهادش ریشه در آب و علف داشت

همیشه سر به زیر و مهربان بود/
تمام عمر وقف دیگران بود

به خوشرویی رفاقت کرد با من/
صبورانه قناعت کرد با من

نه در عمرش گناه ومعصیت کرد/
هزاران مرد دانا تربیت کرد

معلم بود و دانشمند و دانا/
نژاد پاک انسانهای والا

معلم در صف آزادگان است/
که دریای معلم بیکران است

اگر صد بار جانم را بسوزند/
مرا خیاط ها زانو بدوزند

اگر یک عمر از تنهایی بپوسم/
به جز پای معلم را نبوسم…

مطلب : سلسله حوادث ،

به نام هستی بخش یگانه

مـقـدّ مــه

         در آستانه ظهور، آسمان و زمین علائم خود را آشکار می کنند. مسخ ها و قذف ها و خسف های گوناگون ، زمینی اند و ندا های گوناگون, آسمانی و البته ندای شیطان از زمین .

به دست آورد ن اوّ لین سر نخ در سلسله حوادث بسیار مهم است. در کتاب های سیمای حضرت مهدی (علیه السـّـلام) در قرآن و روزگار رهایی و مهدی منتظر[عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] وکتاب شریف  غیبت نعمانی و الـبـیـعـة لـلـّه و عصرظهور وغیره می توان سر نخ هایی پیدا کرد و بعد از لیست کرد ن سلسله ها ، حوادث مشترک را پیدا کرد. در کتاب سیمای حضرت مهدی (علیه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدین صورت آمده است :

1- اختلاف فرزندان فلان 2- منادیی که از سوی آسمان ندا کند  3- صدای فتح از جانب دمشق 4- خسف جابیه  5- فرو ریختن بخشی از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش گروهی از ترک ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترک در جزیره ( در شمال سوریه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطین) .

ای جابر پس آن همان سال است که اختلاف بسیاری در هر زمین از ناحیه مغرب [یاغرب] پدید خواهد آمد و نخستین سرزمینی که خراب می شود شام است.در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود. پرچمی سر خ وسفید و پرچمی سیاه و سفید و پرچم سفیانی .

سلسله حوادث را می توان به سه بخش تقسیم کرد . قسمتی از احادیث و روایات، سلسله های حوادث را تا خرو ج سفیانی بیان می کنند و قسمت دیگر، سلسله حوادث را تا بانگ وندای آسمانی  و قسمت سوم، سلسله های حوادث را تا  ظهور حضرت مهدی[عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف]بطورکلـّی بیان می کنند.

==================

تذ کر 1- اکثر قریب به اتـّفاق این سلسله ها در طول 26 ماه تا زمان ظهور اتـّفاق می افتد.

تذ کر 2- از ذ کر علائمی که قبلا ً واقع شده است خود داری گردید.

تذ کر3- علائم واقع شده در حدود 570 علامت می باشد . محقـّـقین محترم برای کسب  اطــّـلاعات بیشتر  به جلد دوم کتاب روزگار رهایی و کتاب مهدی منتظر [عجـّـل اللّه تعالی فرجـه الشّریف]مراجعه نمایند.

و اما روز ظهور آن حضرت[عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] بنابر روایات  روز جمعه و عاشوراست و آنچه نهی شده است از تعیین وقت ، منظور سال ظهور به طور دقیق می باشد. یکی از مفید ترین ویژگی های دانستن علائم ظهور آن است که می توانید یک یا د و سال را در هر لحظه ای از زمان که زند گی می کنید، پیش بینی کنید که ظهور واقع می گرد د یا خیر. بنابر روایات، ظهور آن حضرت [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] در سالی فرد مثل یک ،سه،پنج،هفت،نه، صورت می پذیرد. بنابراین علائم حتمی  باید در سالی زو ج انجام گیرد. {البته همان طور که ائمّه اطهار(علیهم السّلام) به ماه های قمری عنایت داشته اند و آشکار شد ن علائم را بر اساس ماه های قمری بیان کرده اند ،به حوادث هم باید بر همین اساس توجه کرد.}

دریک سال قبل از ظهور سه موضو ع کاملاً آشکار, پدیدار خواهد شد :

الف- مناطق مختلفی در سراسر شرق و غرب دنیا خسف شده و به زمین فرو می رود که مهمترین آن ها بیدا ست که جزء علائم حتمی می باشد.

ب- سادات و علویّان زیادی از جمله سیّد حسنی و شعیب بن صالح و یمانی جهت زمینه سازی ظهور و تسلیم پرچم هدایت به حضرت [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] خرو ج می کنند که مهمترین آن ها یمانی و از علائم حتمی ظهور می باشد.

ج- نداهای مختلفی در ماه های رجب، رمضان ، ذیحجه ، عاشورا و ... صورت می پذ یرد که مهمترین آن ها در شب 23 ماه رمضان خواهد بود واز علائم حتمی ظهور می باشد

برگرفته  از   کانال  آخرالزّمان

99/9/9

نمی دانم چرا این دل فراری است

تو گویی قلب من مثل قناری است

حدیث آشنا کرده فراموش

همیشه چشم من ابر بهاری است

****

بیا و یک نظر بنما بر این دل

فراموشش مکن منزل به منزل

شبش را روز گردان مثل خورشید

فروزان کن برایش نور امید

مران او را تو از این خطه بیرون

غلام دل شود پروانه مجنون

سفیر عشق را گو تا بیاید

یکی حلقه به دست او نماید

ببرد از همه هستی دنیا

بشوید جان خود مانند دریا

*****

حدیث دلبری ها را رها کن

غم پیمانه روز جزا کن

****