بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

گذشت عمرم ز نیمه و نیامدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۳ مطلب با موضوع «fatima» ثبت شده است

جلابیب و ترگل

با سلام تولد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک باد

و البته روز دختر گرامی باد در این چند روز با دو موضوع

 آشنا شدم یکی کتاب ترگل دیگری چادر جلابیب

البته هنوز هیچ کدام را ندیده ام ولی ظاهرا" 

جلابیب و ترگل

در ایتا حضور جدّی دارند

فرصت تحقیق را به شما می سپارم

سنگ آسیاب

❤️✨حضرت جواد الا ئمّه، امام محمّد تقی صلوات اللّه علیه حکایت فرماید: 

روزی پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله توسّط سلمان فارسی رضوان اللّه تعالی علیه پیامی برای حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها فرستاد. 


💚✨سلمان گوید: همین که جلوی درب منزل آن مخدّره رسیدم، ایستادم و سلام کردم؛ سپس متوجّه شدم که حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها مشغول قرائت قرآن است و آهسته آیات قرآن را بر لب زمزمه می نماید. 

و دیدم که سنگ آسیاب بدون آن که دست حضرت روی آن باشد، در حال چرخش و دور زدن است و کسی را نزد حضرتش نیافتم. 


💜✨برگشتم نزد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و عرضه داشتم: یا رسول اللّه! جریان مهمّ و عظیمی را مشاهده کردم!! 

حضرت فرمود: آنچه را دیدی بیان کن؟ 

گفتم: همین که جلوی درب منزل دخترت، فاطمه سلام اللّه علیها رسیدم و سلام کردم، متوجّه شدم که وی آهسته قرآن می خواند و سنگ آسیاب می چرخید و کسی را هم نزد او نیافتم. 


💚✨پس حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله تبسّمی نمود و اظهار داشت: ای سلمان! خداوند قلب دخترم، فاطمه را سرشار از ایمان نموده است، او تمام وجودش ایمان و یقین می باشد و غرق در طاعت و عبادت پروردگار گشته بود. 

لذا خداوند متعال فرشته ای را به نام روفائیل رحمت فرستاده است تا وی را کمک نماید. 


❤️✨و همان فرشته بوده است که سنگ آسیاب را برای دخترم فاطمه، می چرخانیده است. 

و سپس افزود: بدان که خداوند مهربان تمام امور دنیا و آخرت فاطمه را کفایت خواهد نمود.


📚منبع:

الثّاقب فی المناقب،ص 290، ح 248.


🔴بزرگترین و تخصصی ترین کانال مرجع

        ❥حضرت زهرا«س»❥

http://eitaa.com/joinchat/2359754752C98f03ca37a

👉فروارد این پیام صدقه جاریه است

افتخار همه آفاق

مبعث رسول اکرم ( ص )  


مژده ای دل که به تن باد بهاران آمد 

موسم عطر گل و بوی نگاران آمد 


عندلیب خوش دوران به گلستان، فریاد

که رسولی به جهان بهر ضعیفان آمد


شده مبعوث رسولی که بود ختم رسل 

افتخار همه آفاق و همه جان آمد.


شهر مکه همه شد غرق ز انوار خدا 

چونکه بر فرق نبی افسرتابان آمد


آنکه جز او نبود مستحق لطف چنین

به چنین موهبتی باید یزدان آمد  


گفت اقرأ چو رسول از پی جبریل امین 

معدن علم شد و فیض نمایان آمد


ثقل و سنگینی احکام رسالت بر دوش 

چون برانگیخته شد با تن لرزان آمد


عزم رفتن چو نمود از طرف غار حرا

جمله ی کون و مکان مدح و ثنا خوان آمد


همه جا بود جهالت به جهان چون شب تار

بر دل مکه  ز  رحمت یم باران آمد


قدسیانند همه محو جمال رخ او 

گوئی از عرش بسی نیّر تابان آمد


باز چون کرد خدیجه به رویش در گوئی 

به عیان دید محمّد ص که پریشان آمد


بت پرستان همه را راه سعادت گم بود 

به چنین راهبری شمس فروزان آمد


گبر و ترسا همه در جهل و جهالت بودند

سویشان نور هدی فرّ سلیمان آمد


چون خبردار شد از آمدنش ملک عجم 

سوی یثرب زعجم حضرت سلمان آمد


به جهان کرد ندا بهر هدایت همه را

که به همراه نبی معجز قرآن آمد


او نمودش به(نیا) سازغزل ازسرلطف 

پس به الطاف نبی شاد و غزلخوان آمد


 شاعر:محمدحسن محمدی نیا بهابادی  

۱۳۹۶.۲.۴   🌹🌹🌹🌹🌹🌹


مرخصی سفید امضا

شهید محمدرضا تورجی زاده به سادات فوق العاده احترام می گذاشت .


یکی از سادات گردان نقل می کرد:


«یک بار به سنگر فرماندهی رفتم.محمد نشسته بود.به احترام من از جا بلند شد.


گفتم:«یک مرخصی چند ساعته می خواهم تا به اهواز بروم.»


به دلایلی مخالفت کرد.اصرار کردم اما بی فایده بود در نهایت وقتی


 ناامید شدم گفتم:«باشد شکایت شما را می برم پیش مادرم.»


هنوز چند قدمی از چادر دور نشده بودم که پابرهنه به دنبالم دوید!


دستم را گرفت و گفت:«این چه حرفی بود که زدی؟!بیا این برگه ی مرخصی


 سفید امضا کردم هر چه قدر می خواهی بنویس.» 


تا به چهره اش نگاه کردم دیدم خیس از اشک است.


گفتم:«به خدا شوخی کردم منظوری نداشتم و...» اما محمد


 همچنان اصرار داشت که من حرفم را پس بگیرم! 


یک سال از این ماجرا گذشت ساعتی قبل از شهادت محمد بود.


با هم رفتیم تا به سنگر ها سر بزنیم گفت:


«آن حرف پارسال را پس گرفتی؟!» با تعجب گفتم:«چی؟»


گفت:«آن شکایت و...»


گفتم:«تو را به خدا چیزی نگو به خدا شوخی کردم.»


 ساعتی بعد وقتی در سنگر فرماندهی نشسته بود گلوله ی خمپاره به درون سنگر 


اصابت کرد.سریع به سمت سنگر دویدم.عجیب بود.


سه ترکش بزرگ خمپاره به او اصابت کرده بود.


یکی به پهلو یکی به بازو و دیگری به سر.


یک باره به یاد حرف سال قبل محمد افتادم.


او از شهادت خود این گونه گفته بود: من در عملیاتی شهید می شوم که


 با رمز یا زهرا(س) باشد و من آن زمان فرمانده گردان یا زهرا(س) باشم.


مدتی بعد پیکر او تشیع شد و همان گونه که وصیت کرده بود


 سربند یا زهرا(س) به پیشانی او بستیم 


و در کنار دوستانش در گلستان شهدای اصفهان آرمید


https://eitaa.com/ashegan_karbla/1380

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:


وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ (10)؛ کافران می گویند شما فرستاده خداوند نیستی، بگو کافیست که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست میان من و شما گواه باشد
و پوشیده نیست که قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش می داند که اسرار هستی در آن نهان است، مثلاً در یک جا می فرماید:
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (11)؛ هیچ غیبی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب آشکار قرار دارد.
و در جای دیگر می فرماید: هیچ ذره ای در آسمان و زمین و یا کمتر و یا بیشتر نیست مگر اینکه خداوند آنرا می داند و در کتاب مبین قرار دارد.(12)
و در جای دیگر بطور واضح می فرماید: کلیدهای غیب نزد خداوند است، به جز او کسی از آن آگاه نیست، او می داند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمی افتد مگر اینکه می داند، هیچ دانه ای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد. و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(13)
و بالاخره برای اینکه به عظمت این علم الکتاب بیشتر آگاه شویم نگاهی می اندازیم به داستان حضرت سلیمان و بلقیس که در قرآن مجید آمده است.
در این جریان، حضرت سلیمان از اطرافیان خود پرسید: کدامیک از شما تخت بلقیس را قبل از اینکه او و افرادش بیایند نزد من حاضر می کند؟ یکی از جنیان گفت: من آن تخت را قبل از اینکه شما از جای خود برخیزی حاضر می کنم
در این میان قرآن می گوید: کسی که در نزد او دانشی بود قال الذی عنده علم من الکتاب گفت: من آنرا زودتر از بهم خوردن پلک چشم تو حاضر می کنم(14) و این کار را کرد
توجه دارید که قرآن مجید دارنده این قدرت رابه عنوان کسی که اندکی از علم کتاب را دارد یاد می کند، و از این نکته معلوم می شود که دانش این کتاب باید بسیار گسترده باشد که اندکی از آن، اینگونه انسان را قدرتمند می کند و لذا در احادیث متعدد از اهل البیت علیهم السلام ذکر شده است که فرمودند: دانش آنکه بخشی از علم الکتاب را داشت در مقابل دانش کسی که تمامی علم کتاب را دارد همانند تری بال مگسی است از آب دریا (15)
آری و با تکیه بر همین علم و منبع بود که عده ای از اصحاب امام صادق علیه السلام مثل عبدالاعلی و عبیدةبن عبدالله بن بشیر همگی از امام صادق علیه السلام شنیدند که می فرمود: من می دانم آنچه در زمینها و آنچه در بهشت و آنچه در جهنم و آنچه بوده و آنچه خواهد بود، آنگاه حضرت اندکی درنگ نمود و چون دید که این سخن بر شنوندگان سنگین آمد فرمود: من اینها را از کتاب خدا می دانم، خداوند می فرماید: در قرآن است بیان همه چیز.(16)
روایات اهل البیت علیهم السلام قاطعانه اعلام می دارد که صاحب این علم، امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از او ائمه اطهار علیه السلام از اولاد معصومین او می باشند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابو سعید خدری که از آن آیه مبارکه پرسیده بود فرمود: او برادرم علی بن ابیطالب است.(17) 
و امام صادق علیه السلام در حدیث صحیح فرمود: الذی عنده علم الکتاب هو المیرالمؤمنین علیه السلام؛ آنکه در نزد او دانش کتاب است همان امیرالمؤمنین علیه السلام است.(18) 
یکی از اصحاب امام باقر علیهم السلام از حضرت در مورد آیه مذکور سؤال کرد، حضرت فرمود: ما (اهل البیت علیه السلام) هستیم و علی اول ما و برترین ما و نیکوترین ما بعد از پیامبر اکرم علیه السلام می باشد.(19) 
امام صادق علیه السلام به عبدالله بن ولید فرمود: مردم در مورد پیامبر اولوالعزم و امیرالمؤمنین چه می گویند؟ عرض کردم: هیچکس را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمی کنند
امام علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی در مورد موسی علیه السلام فرمود: و کتبنا له فی الالواح من کل شی ء موعظة(20)؛ برای او در آن لوحها برخی از مواعظ را نوشتیم. و نفرمود تمامی موعظه ها را، و در مورد عیسی علیه السلام فرمود: و لیبین لکم بعض الذی تختلفون فیه؛(21) تا عیسی برای شما برخی از موارد اختلاف را بیان کند. و نفرمود همه آن را، اما در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب (22)؛ بگو خدا و کسی که تمامی علم کتاب نزد اوست میان من و شما برای گواهی کافیست
و سپس حضرت برای اینکه عظمت این دانش، معلوم گردد به آیه دیگر استناد جسته فرمود: خداوند عزوجل فرموده است: و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(23) آنگاه حضرت صادق علیه السلام فرمود: علم این کتاب (با این عظمت) نزد علی علیه السلام است.(24)

بزرگترین فضیلت قرآنی امیرالمؤمنین علیه السلام

سلیم بن قیس گوید: مردی از علی بن ابیطالب علیه السلام پرسید: بزرگترین فضیلت خود را برایم بگو؟ حضرت فرمود: آنچه خداوند در قرآن نازل نموده است، پرسید: خداوند در مورد شما چه نازل نموده است؟ فرمود: سخن خدا که فرمود: وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ منظور خداوند از کسی که دارای علم و کتاب است من هستم.(25)
از اهل سنت صاحب کتاب ینابیع المودة، شیخ حافظ قندوزی حنفی در باب 30 از کتاب خود احادیث متعددی در همین مورد روایت کرده است.

------------------------

10) رعد، 43.

11) نمل، 75.

12) سبا،3.

13) انعام، 134.

14) نمل ،40.

15) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 87 ازتفسیر علی بن ابرهیم .

16) بصائرالدرجات، ص 127و128. و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء -89نحل

17) تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 523 از امالی صدوق (ره).

18) همان، ج 2 ،ص 523 از تفسیر علی ابن ابراهیم.

19) همان، ج 2، ص 521 از اصول کافی.

20) اعراف، 145.

21) زخرف، 63.

22) رعد، 43.

23) انعام، 59.

24) الاحتجاج، ج 2، ص 139.

25) تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 521.

-----------------------

http://www.ghadeer.org/Book/1020/152563

پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السّلام

سید محمد نجفی یزدی

سلام بی بی ما را ببخشای

بی بی دو عالم سلام 

دیشب کمی خجالت کشیدم 

دخترم رفت سراغ کتابها دنبال کتابی می گشت که درباره شما باشد

راستش دوکتاب یکی منتهی الامال و دیگری خطبه فدکیه را سالها قبل 

خریده بودم شاید درست کتابها را نگشته بود تا گفت کتابی درمورد بی بی دوعالم

نیست خجالت زده شدم  ما پدر و مادر ها کوتاهی کردیم توقع هم داریم بچه هایمان

فاطمی بار بیایند خدایا ما را ببخشای 

http://ddddd12.blog.ir/category/fatima

زیارت حضرت فاطمه(ع)

http://www.erfan.ir/mafatih197