بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

گذشت عمرم ز نیمه و نیامدی

طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فضائل امیرالمؤمنین(علیه السّلام)» ثبت شده است

امام مبین استاد قرائتی


 «12» إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتَی وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُواْ


 وَ ءَاثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُّبِینٍ

 

 همانا ما مردگان را زنده می کنیم و آن چه را از پیش فرستاده اند و آثارشان را می نویسیم و هر چیزی را در (کتاب و) پیشوایی روشن برشمرده ایم.

 

 نکته ها:

 

 آنچه از انسان سرمی زند، در پرونده عمل او ثبت می شود و در قیامت به شکل کتابی در اختیار او قرار می گیرد. 

 

 در قرآن از سه نوع کتاب نام برده شده است:

 

 الف: کتاب شخصی. «اقرء کتابک»(37)

 

 ب: کتاب امّت ها. «کلّ اُمّه تدعی الی کتابها»(38)

 

 ج: کتاب جامع. «کلّ شی ء احصیناه فی امام مبین»، «فی لوح محفوظ»(39)

 

 در قرآن کلمه «امام»، هم به کتاب گفته شده، «و من قبله کتاب موسی اماما»(40) و هم به اشخاص. «انّی جاعلک للنّاس اماما»(41) در روایات، حضرت علیّ بن ابی طالب علیهما السلام به عنوان یکی از مصادیق «امام مبین» معرّفی شده که همه ی علوم در نزد اوست.(42)

 

 بیشتر مفسرین مراد از «امام مبین» را لوح محفوظ دانسته اند که در قرآن به آن «اُمّ الکتاب»(43) گفته شده است و از آن جایی که این کتاب دربرگیرنده تمام دانستنی ها است و همه چیز و همه کس تابع مقدّراتی است که در آن نوشته شده، به آن «امام» گفته اند.(44)

 

 پیام ها:

 

 1- در برابر عقاید انحرافی و انکارآمیز کافران، با صراحت و قاطعیّت سخن بگویید. «انّا نحن نُحی»

 

 2- همه مردگان در قیامت زنده می شوند. «نحیِ الموتی» و زنده شدن مردگان به دست خدای حیّ قیّوم است.

 

 3- پرونده ی عمل انسان، حتّی پس از مرگ او تا قیامت باز است. «نکتب... و آثارهم»

 

ص: 14

 

 4- نه فقط اعمال، بلکه همه آثار آن نیز ثبت می شود و در حساب قیامت لحاظ می گردد. «نکتب ما قدّموا و آثارهم» (خواه آثار خیر نظیر وقف و صدقه جاریه و آموختن علم به مردم و... یا آثار شرّ مثل تأسیس مراکز گناه.)

 

 5 - گزارش عملکرد ما زودتر از خود ما به قیامت می رسد. «قدّموا»

 

 6- سر و کار ما در قیامت با خداست. «انّا، نحن، نحی، نکتب، احصینا»

 

 7- انسان، تنها ضامن اعمال خود نیست، بلکه مسئول پیامدهای آن نیز هست. «و آثارهم»

 

 8 - دستگاه محاسباتی خداوند دقیق و فراگیر است. «کلّ شی ء احصیناه»

 

 9- تمام موجودات تحت نظر هستند و همه چیز و هر کاری به وضوح ضبط می شود. «کلّ شی ء احصیناه»

 

 ثبت آثار

 

 قرآن می فرماید: «نکتب ماقدّموا و آثارهم» یعنی نه تنها ما اعمال بندگان بلکه آثاری را که آن عمل نیز به دنبال دارد ثبت می کنیم. برای توضیح مطلب، مثالی را بیان می کنم:

 

 اگر بی ادبی وارد مجلس عروسی شد و برق را قطع کرد و در تاریکی حوادثی رخ داد مثلاً افرادی از پله ها افتادند، ظرف ها شکسته و کفش ها گم شد، کودکان ترسیدند، افرادی سوء استفاده کردند، مجلس بهم ریخت و بستگان عروس و داماد از مهمانان شرمنده شدند، اینها همه آثار یک عمل ساده خاموش کردن برق است. در این ماجرا با دستگیری فرد خطاکار آیا نباید در محاکمه تمام مفاسدی که در آن تاریکی رخ داده است به حساب

 

او بیاورند؟

 

 این مثال برای آثار سوء عمل بود، به یک مثال دیگر در مورد آثار خوبی ها توجه کنید:

 

 در قرآن دو کلمه در قالب «لاتقتلوا» «نکشید» از زبان یک مرد و یک زن صادر شده است؛ یکی همسر فرعون بود که دید شوهرش قصد کشتن موسی را دارد، گفت: «لاتقتلوه»(45) و با این بیان و نهی از منکر، موسی را نجات داد. آثار این زنده ماندن این شد که موسی پیامبر بزرگواری شد و بنی اسرائیل را از شرّ فرعون نجات داد (این آثار خوب عملی از یک بانو).

 

 مورد دیگر زمانی بود که برادران یوسف قصد کشتن یوسف را داشتند. یکی از برادران آنان را نهی و با گفتن «لاتقتلوا» جلو کشته شدن یوسف را گرفت و آنان یوسف را در چاه گذاردند. زنده ماندن یوسف، آثاری داشت و آن اینکه در آینده یوسف به حکومت رسید و با تدبیر و برنامه ای ماهرانه جامعه را از قحطی نجات داد ( این آثار خوب از یک نهی از منکر نیز ثبت می شود).

 

 و این همان چیزی است که قرآن می فرماید: «نکتب ما قدّموا و آثارهم»

تیر و انگشتر

 

 شبهه ۷۰۹
میگن تو نماز تیر از پای حضرت علی کشیدند و ایشان متوجه نشدند، پس چطور در حال رکوع نماز انگشتر خود را به فقیر دادند؟


✅ پاسخ
🔹 در قضایای تاریخی، باید به نقل ها و روایات تاریخی مراجعه کرد نه اینکه بر اساس ذهنیات خود چیزی را تایید یا رد کنیم، در مورد آیه ولایت نیز بهترین راه مراجعه به شأن نزول آیه است که توسط گروه‌ها و مذاهب مختلف نقل شده است.

با مراجعه به منابع متعدد معلوم می‌شود که اعطای انگشتری در حال رکوع نماز توسط امیرالمومنین علیه السلام یک امر مسلم است که نه تنها در منابع شیعه آمده، بلکه علمای اهل سنت هم آن را در کتب تفسیری خود نوشته و برخی از آنها در این مورد معتقد به اجماع هستند. (به تفسیر الدرالمنثور ج۲ ص۲۹۳ و روح المعانی ج۶ ص۱۶۷، مراجعه کنید) این در حالی است که داستان مربوط به کشیدن تیر از پای امیرالمومنین در حال نماز چندان مسلم و معتبر نیست و در منابع اولیه حدیثی و تاریخی ذکر نشده است

اما شبهه بالا از این نشأت می‌گیرد که گمان می شود توجه به خدا و رسیدگی به خلق خدا با یکدیگر منافات دارد. نخیر! اولیاء الهی در عین توجه به خالق هستی، رسیدگی به نیازهای مخلوقات او (چه نیازهای مادی و چه معنوی مانند هدایت) را وظیفه‌ی خود می‌دانند. به طور نمونه خود پیامبر که از نظر مقامات معنوی از امیرالمومنین علیه السلام بالاتر است، وقتی در حال نماز متوجه شد طفلی گریه می کند، نماز را سرعت داد تا مادر آن طفل هرچه زودتر به فرزندش رسیدگی کند (کافى / جلد 6- ص 48)

مضافاً اینکه میزان حضور قلب بر اساس نوع، زمان و مکان و عناصر دیگر متفاوت است. آن نمازی که تیر از پای علی علیه‌السلام کشیده می‌شود و ایشان متوجه نمی‌شود، می‌تواند نماز واجب یا نماز شب بوده باشد، اما نمازی که در آن به فقیر انگشتر انفاق کرد، یک نماز ساده.

برای توضیح بیشتر می‌توان به داستان قرآنی حضرت یعقوب اشاره کرد که وقتی یوسف علیه‌السلام پیراهن خود را از مصر برای ایشان فرستاد، گفت: بوی یوسف به مشامم می‌رسد! (سوره یوسف آیه ۹۴) با اینکه فرسنگ‌ها فاصله بود، اما زمانی که حضرت یوسف در همان نزدیکی شهر کنعان، در چاه به سر می‌برد، هیچ خبر یا احساسی از او نداشت. این نشان می‌دهد که حالت‌های انسان، حتی اولیاء خدا، در شرایط مختلف، متفاوت است.

ــــــــــــــــ
🚩 در پرتگاه مجازی، مجهز باش...

👈پاسخ‌به‌شبهات‌فــجازی👇
🆔 @shobhe_shenasi

 

🚨خاطره ای از  مولوی شریف زاهدی از علمای برجسته اهل سنت بلوچستان که پس از تحقیق و بررسی به مذهب اهل بیت علیهم السّلام گروید . او در بیان خاطرات خود چنین می آورد ؛

« خیلی فکر کردم که با کدام روایت یا کتاب برای اهل تسنن ثابت کنم که «مولی» در حدیث غدیر، به معنای دوست نیست، بلکه به معنای پیشوا و رهبر است

❕تا این که روزی مشغول مطالعه یکی از کتاب‌های «مولوی محمد عمر سربازی» بودم. مطالعه‌ام که تمام شد و کتاب را که بستم، دیدم روی جلد آن نوشته شده: «نویسنده مولانا محمد عمر سربازی» فوراً به ذهنم آمد که از مولوی ها، معنای کلمه ی مولانا را بپرسم و سؤال کنم که چرا به محمد عمر سربازی، مولانا می‌گویند؟ از چند مولوی سؤال کردم. پاسخی که به من دادند، این بود که: «مولانا» یعنی واجه  ؛ یعنی رهبر ما، پیشوا ی ما.  به آن‌ها گفتم: من تعجب می‌کنم «مولا» درباره ی بزرگانتان معنای واجه و رهبر می‌دهد ولی در سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) به معنای دوست آمده است! 

❕ روزی یکی از دوستان اهل تسنن به دیدنم آمده بود. گفت وگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت داشتیم از جمله به خطبه ی حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله  ) در غدیر خم استناد کردم. ایشان می‌گفت: «مولا» در این حدیث به معنای دوست آمده است. نهایتاً هر چه دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد و به سمت بلوچستان حرکت کرد. یک ساعت از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم و گفتم: کار خیلی مهمی با شما دارم باید برگردی. گفت: من باید بروم، وقت ندارم برگردم. خانواده‌ام منتظرم هستند، چه کاری با من داری؟ تلفنی بگو. گفتم: کار مهمی دارم، نمی توانم تلفنی بگویم، باید خودت اینجا باشی

👌خیلی اصرار کردم تا این که برگشت. وقتی به من رسید گفت: چه کار مهمی داری که من را از این همه راه برگرداندی؟ گفتم: می‌خواستم بهت بگم: دوستت دارم. گفت: همین! گفتم: بله. همین را خواستم به شما بگویم. دوستم ناراحت شد و گفت: خانواده‌ام منتظرم بودند و باید می‌رفتم، این همه راه من را برگرداندی که بگویی دوستت دارم، اذیت می‌کنی؟ گفتم: سؤال من همین جاست. چطور وقتی شما با عجله به سمت خانواده ای که منتظرت هستند می‌روی و شما را از راهتان بر می‌گردانم تا به شما بگویم «دوستت_دارم»؛ ناراحت می‌شوی و در عقل من شک می‌کنی، ولی وقتی پیامبر اسلام| ده‌ها هزار نفر را که با عجله به سمت خانواده ی خود می‌رفتند، سه روز در زیر آفتاب سوزان معطل کردند که فقط بگویند: «هر کس من را دوست دارد، علی  را دوست بدارد» این کار پیامبر را عاقلانه می‌دانی؟ آیا این اقدام پیامبر ناراحتی مسلمانان را در پی نمی داشت؟ آیا آنان در عقل چنین پیامبری شک نمی کردند؟ با این کاری که کردم، دوستم با تمام وجود احساس کرد که چه حرف خنده داری زده است و اقرار کرد که پیامبر - در جریان غدیر خم - می‌خواست نکته ی مهم تری را بیان کند وگرنه برای بیان دوستی اش با علی (علیه السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگرداند.»

📚باید شیعه می شدم ، خاطرات شریف زاهدی ،ص 138

الحمدلله الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمؤمنین

 

و اولاده المعصومین علیهم السّلام
تلگرام

@sima_bahabad

تقدیم به مولا

03:34

تقدیم به مولا

شب ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) وقتی جمع کوچکی از طلاب دور هم نشسته بودند و صحبت‌ها به آنجا می‌رسد که یکی از طلاب در روزنامه عکس دختری را با عنوان "زیباترین دختر روزگار" نشان می‌دهد و می‌پرسد اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج و هزار سال هم زندگی کنید، یا اینکه جمال علی(ع) را مستحباً زیارت و ملاقات کنید، کدام را انتخاب می‌کنید. همه دیدار با امام علی (ع) را مستحب می‌شمرند و زندگی با آن زن را انتخاب می‌کنند.

علامه شرح می‌دهد که حتی نتوانسته نگاهی به کاغذ بیندازد و آن را به نفر بعدی رد کرده است. بُغضی کرده بود و حس می‌کرد یک حالت خیلی عجیبی به او دست داده است. می‌گوید: تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. حالت غیر عادی. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است، یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت: این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس‌آبادی بود، خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگویم عیششان بهم می‌خورد، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.»

گفته بود «بعد از جریان دیدار با امام علی‌(ع)، کتاب‌ها را که باز می‌کردم فکر می‌کردم؛ اینها را من قبلاً خوانده‌ام.»

علامه جعفری علاقه بسیاری به مولوی و دیوان اشعارش به ویژه مثنوی داشته است. با اولین نگاه به کتابخانه شخصی‌اش حجم کتاب‌های مربوط به مثنوی حکایت از این علاقه وافر دارد. تفسیری 15 جلدی که او در رابطه با مثنوی نوشته، میزان مطالعه و کار علمی‌ای را که استاد بر روی آن انجام داده است نشان می‌دهد.

پس از مثنوی، علامه ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه را در پی خوابی که یکی از بستگان نزدیکش دیده بود آغاز کرد. خوابی که در آن علامه امینی، صاحب الغدیر، خواسته نامه‌ای را به علامه جعفری برساند که در آن خواسته بود به علامه بگوید: ما اکنون در این عالم (برزخ) دیگر نمی‌توانیم کاری بکنیم ولی شما در آن دنیا در میدان کار هستید و می‌توانید درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام کار کنید.

https://www.mashreghnews.ir/news/362939

صدای عدالت انسانی

✍«جرج سجعان جرداق» در سال ۱۹۳۱ میلادی در منطقه «مرجعیون» لبنان و در یک خانواده مسیحی ارتدوکس و اصیل متولد شد. پدر و مادر وی اگرچه مسیحی بودند اما به امام علی (علیه السلام) عشق می‌ورزیدند و این عشق در منزل آنها متجلی بود به نحوی که بر سر در خانه خود عبارت «لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار» را نصب کرده بودند.



🔻خانواده و اقوام جرداق همه از تحصیلکردگان و روشنفکران محل تولد وی بودند. پدر جرداق مهندس و عمویش دانشمند بزرگ ریاضی بود. اما جرج کوچک تحت تاثیر شدید برادر روشنفکرش «فواد» بود .


✅ ❪❪فواد نیز به شدت از جرج حمایت می کرد و وی همان کسی بود که بارقه‌های اول عشق به تالیف و تحقیق در مورد امام علی (علیه السلام) را در ذهن جرج با اهدای یک نهج البلاغه به وی در همان سنین کودکی روشن کرد‌.❫❫ 



📚جرداق پس از گذراندن تحصیلات اولیه در محل تولدش وارد کالج کلیسایی آن زمان لبنان شد و پس از فارغ‌التحصیلی در تعدادی از دانشگاه‌های بیروت به تدریس ادبیات عرب و فلسفه مشغول شد. البته وی در کنار تدریس، به تالیف، نویسندگی، همکاری با روزنامه و مجلات و رادیو نیز مشغول بود.




📝 سرانجام اینکه شروع به مطالعه عمیق نهج‌البلاغه از منظری نو نمود و دریافت که حق صحبت پیرامون امام علی (علیه السلام) نه تنها ادا نشده است بلکه شاید در این زمینه بسیار اجحاف شده باشد.



🌹 او امام علی (علیه السلام) را شخصیتی فراتر از مکان و زمان محدود یافت و عشق به این امام مسیر زندگی و تالیفات او را تغییر داد و به نویسنده دایره المعارف چند جلدی «علی، صدای عدالت انسانی » تبدیلش کرد.



 1⃣ وی در این جلد اول این دایره المعارف با عنوان علی (علیه السلام) و حقوق بشر» با دلایل محکم اثبات کرد که  #امام_علی (علیه السلام) پیشرو تمام متفکران اروپا و جهان است. 



2⃣ در جلد دوم «علی (علیه السلام)و انقلاب فرانسه» پیشرو بودن #امام_علی (علیه السلام) بر فلاسفه انقلاب‌های بزرگ را ثابت کرد.



3⃣ در جلد سوم «علی (علیه السلام) و سقراط»، از آنجایی که سقراط به عنوان پدر فلاسفه بزرگ بشری شناخته می‌شود جرداق ثابت کرد که دیدگاه‌های امام علی (علیه السلام) و سقراط در تمام زمینه‌ها به هم ارتباط دارد.



💠حالا با خودمان فکر کنیم مانسبت به مولایمان #امام_علی علیه السلام ونهج البلاغه اش چه کردیم ما که ادعای شیعه بودن راداریم


 

❪❪نـشـࢪایـن مطلب ضروری صـادقـہ جـاریـہ هم مے بـاشـد❫❫


#جرج_جرداق

💯 @ashegan_karbla 🔙


https://eitaa.com/ashegan_karbla/1760

3- ارزش امام علی در زبان ابوذر

روزی حضـرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نزد اصحاب خود فرمودند:
 دلم خیلی به حال ابوذر غفاری می سوزد خدا رحمتش کند.
اصحاب پرسیدند چطور؟
مولا فرمودند:
آن شبی که به دستور خلیفه ماموران جهت بیعت گرفتن از ابوذر برای خلیفه

 به خانه ی او رفتند چهار کیسه ی اشرفی به ابوذر دادند تا با خلیفه بیعت کند.
ابوذر خشمگین شد و به مامورین گفت:
شما دو توهین به من کردید;
اول آنکه فکر کردید من علی فروشم و آمدید من را بخرید ،
دوم بی انصاف ها آیا ارزش علی چهار کیسه اشرفی است؟
شما با این چهار کیسه اشرفی می خواهید من "علی" فروش شوم؟
تمام ثروت های دنیا را که جمع کنی با یک تار موی "علی" عوض نمی کنم.
آنها را بیرون کرد و درب را محکم بست.
مولا گریه می کردند و می فرمودند:
به خدایی که جان "علی" در دست اوست قسم آن شبی که ابوذر درب خانه را 

به روی سربازان خلیفه محکم بست... سه شبانه روز بود که او و خانواده اش هیچ نخورده بودند
منبع: الکافی، ج ۸

https://rasekhoon.net/news/show/1405342

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:


وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ (10)؛ کافران می گویند شما فرستاده خداوند نیستی، بگو کافیست که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست میان من و شما گواه باشد
و پوشیده نیست که قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش می داند که اسرار هستی در آن نهان است، مثلاً در یک جا می فرماید:
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِی السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (11)؛ هیچ غیبی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب آشکار قرار دارد.
و در جای دیگر می فرماید: هیچ ذره ای در آسمان و زمین و یا کمتر و یا بیشتر نیست مگر اینکه خداوند آنرا می داند و در کتاب مبین قرار دارد.(12)
و در جای دیگر بطور واضح می فرماید: کلیدهای غیب نزد خداوند است، به جز او کسی از آن آگاه نیست، او می داند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمی افتد مگر اینکه می داند، هیچ دانه ای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد. و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(13)
و بالاخره برای اینکه به عظمت این علم الکتاب بیشتر آگاه شویم نگاهی می اندازیم به داستان حضرت سلیمان و بلقیس که در قرآن مجید آمده است.
در این جریان، حضرت سلیمان از اطرافیان خود پرسید: کدامیک از شما تخت بلقیس را قبل از اینکه او و افرادش بیایند نزد من حاضر می کند؟ یکی از جنیان گفت: من آن تخت را قبل از اینکه شما از جای خود برخیزی حاضر می کنم
در این میان قرآن می گوید: کسی که در نزد او دانشی بود قال الذی عنده علم من الکتاب گفت: من آنرا زودتر از بهم خوردن پلک چشم تو حاضر می کنم(14) و این کار را کرد
توجه دارید که قرآن مجید دارنده این قدرت رابه عنوان کسی که اندکی از علم کتاب را دارد یاد می کند، و از این نکته معلوم می شود که دانش این کتاب باید بسیار گسترده باشد که اندکی از آن، اینگونه انسان را قدرتمند می کند و لذا در احادیث متعدد از اهل البیت علیهم السلام ذکر شده است که فرمودند: دانش آنکه بخشی از علم الکتاب را داشت در مقابل دانش کسی که تمامی علم کتاب را دارد همانند تری بال مگسی است از آب دریا (15)
آری و با تکیه بر همین علم و منبع بود که عده ای از اصحاب امام صادق علیه السلام مثل عبدالاعلی و عبیدةبن عبدالله بن بشیر همگی از امام صادق علیه السلام شنیدند که می فرمود: من می دانم آنچه در زمینها و آنچه در بهشت و آنچه در جهنم و آنچه بوده و آنچه خواهد بود، آنگاه حضرت اندکی درنگ نمود و چون دید که این سخن بر شنوندگان سنگین آمد فرمود: من اینها را از کتاب خدا می دانم، خداوند می فرماید: در قرآن است بیان همه چیز.(16)
روایات اهل البیت علیهم السلام قاطعانه اعلام می دارد که صاحب این علم، امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از او ائمه اطهار علیه السلام از اولاد معصومین او می باشند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابو سعید خدری که از آن آیه مبارکه پرسیده بود فرمود: او برادرم علی بن ابیطالب است.(17) 
و امام صادق علیه السلام در حدیث صحیح فرمود: الذی عنده علم الکتاب هو المیرالمؤمنین علیه السلام؛ آنکه در نزد او دانش کتاب است همان امیرالمؤمنین علیه السلام است.(18) 
یکی از اصحاب امام باقر علیهم السلام از حضرت در مورد آیه مذکور سؤال کرد، حضرت فرمود: ما (اهل البیت علیه السلام) هستیم و علی اول ما و برترین ما و نیکوترین ما بعد از پیامبر اکرم علیه السلام می باشد.(19) 
امام صادق علیه السلام به عبدالله بن ولید فرمود: مردم در مورد پیامبر اولوالعزم و امیرالمؤمنین چه می گویند؟ عرض کردم: هیچکس را بر پیامبران اولوالعزم مقدم نمی کنند
امام علیه السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی در مورد موسی علیه السلام فرمود: و کتبنا له فی الالواح من کل شی ء موعظة(20)؛ برای او در آن لوحها برخی از مواعظ را نوشتیم. و نفرمود تمامی موعظه ها را، و در مورد عیسی علیه السلام فرمود: و لیبین لکم بعض الذی تختلفون فیه؛(21) تا عیسی برای شما برخی از موارد اختلاف را بیان کند. و نفرمود همه آن را، اما در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب (22)؛ بگو خدا و کسی که تمامی علم کتاب نزد اوست میان من و شما برای گواهی کافیست
و سپس حضرت برای اینکه عظمت این دانش، معلوم گردد به آیه دیگر استناد جسته فرمود: خداوند عزوجل فرموده است: و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین(23) آنگاه حضرت صادق علیه السلام فرمود: علم این کتاب (با این عظمت) نزد علی علیه السلام است.(24)

بزرگترین فضیلت قرآنی امیرالمؤمنین علیه السلام

سلیم بن قیس گوید: مردی از علی بن ابیطالب علیه السلام پرسید: بزرگترین فضیلت خود را برایم بگو؟ حضرت فرمود: آنچه خداوند در قرآن نازل نموده است، پرسید: خداوند در مورد شما چه نازل نموده است؟ فرمود: سخن خدا که فرمود: وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ منظور خداوند از کسی که دارای علم و کتاب است من هستم.(25)
از اهل سنت صاحب کتاب ینابیع المودة، شیخ حافظ قندوزی حنفی در باب 30 از کتاب خود احادیث متعددی در همین مورد روایت کرده است.

------------------------

10) رعد، 43.

11) نمل، 75.

12) سبا،3.

13) انعام، 134.

14) نمل ،40.

15) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 87 ازتفسیر علی بن ابرهیم .

16) بصائرالدرجات، ص 127و128. و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء -89نحل

17) تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 523 از امالی صدوق (ره).

18) همان، ج 2 ،ص 523 از تفسیر علی ابن ابراهیم.

19) همان، ج 2، ص 521 از اصول کافی.

20) اعراف، 145.

21) زخرف، 63.

22) رعد، 43.

23) انعام، 59.

24) الاحتجاج، ج 2، ص 139.

25) تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 521.

-----------------------

http://www.ghadeer.org/Book/1020/152563

پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السّلام

سید محمد نجفی یزدی

عِلْمُ الْکِتابِ

 http://www.aboutorab.com/page.php?pid=204&id=562

ابو سعید خدری، از صحابه پیامبر صلّی الله علیه و آله که مورد قبول اهل سنت می باشد می گوید:

سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ قَالَ ذَاکَ وَصِیُّ أَخِی سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ ذَاکَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب

از پیامبر صلّی الله علیه و آله پرسیدم منظور از «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ» [8] چه کسی است؟ حضرت فرمود: منظور وزیر برادرم سلیمان بن داوود (آصف بن برخیا) است. عرض کردم: منظور از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» کیست؟ حضرت فرمود: منظور برادرم علیّ بن ابیطالب - علیه السّلام -است.[9]

 در اینجا لازم است به حدیثی اشاره کنیم که در آن

 تفاوت «عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ» با «عِلْمُ الْکِتابِ» بیان شده است:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ. وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ فَقَالَ مَا کَانَ عِلْمُ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ عِنْدَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا یَأْخُذُ بَعُوضَةٌ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ

از امام صادق علیه السلام که ایشان فرمودند : آن که «عِلْمُ الْکِتابِ» نزد اوست همان امیرالمومنین علیه السلام است. و از ایشان پرسیدند : آیا آن که «عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ» دارد اعلم است یا کسی که «عِلْمُ الْکِتابِ» نزد اوست؟ حضرت فرمودند : علم کسی که نزد او «عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ» است نسبت به کسی که «عِلْمُ الْکِتابِ» نزد اوست فقط به اندازه آن چیزی است که پشه با بالش از آب دریا بر می دارد. [10]

 

در روایات دیگری از حضرت صادق علیه السّلام آمده است

 که «عِلْمُ الْکِتابِ» نزد همه ائمّه علیهم السّلام است :

عَنِ الصادِقِ فی قَولِه «کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» قَالَ : إِیَّانَا عَنَى وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ

از امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه ، ایشان فرمودند : مقصود ما هستیم و البته علی بن ابیطالب علیه السلام اولین نفر از ما و افضل و شایسته ترین از ما بعد رسول الله صلی الله علیه و آله است.[11]

 

عَن عَبدِاللهِ بنِ کَثیرٍ عَنِ الصّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ وَضَعَ یَدَهُ عَلی صَدرِهِ ثُمَّ قالَ عِندَنا وَ اللهِ عِلمُ الکِتابِ کُمَّلاً.

از عبدالله کثیر از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که حضرت دست بر سینه خود گذاشت و فرمود: قسم به خدا که تمامی علم کتاب نزد ما اهل بیت است. [12]

 

--------------------------------------------------------

پی نوشت :

[8].سوره نمل ، آیه 40

[9].وسائل‏ الشیعة ، جلد 27 ، صفحه 188

[10].بحارالأنوار ، جلد 35 ، صفحه 429 از تفسیر قمی

[11].الکافی ، جلد1 ، صفحه 229

[12].مجمع البیان (به نقل از آیات الولایه در فضائل امیرالمومنین علی علیه السّلام)


نوشته شده توسط گروه قرآن در روز پنجشنبه 1390/5/13 ساعت 29:33

--------------------

تفسیر جامع    ج‏5    127

 

 

قُلْ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ‏ حضرت صادق علیه السّلام در جواب ابو بصیر و میسره و یحیى بزاز و سدیر فرمود بین کسى که علمى از کتاب را داراست با آنکه علم کتاب در نزد اوست فرق بسیارى وجود دارد آصف بن برخیا فقط واجد یک حرف از حروف اسم اعظم خداوند است دانش او مانند قطره و دریا است و ما ائمه داراى علم کتاب میباشم.[1]

 

 

 

 

[1] بروجردى، محمدابراهیم، تفسیر جامع، 7جلد، کتابخانه صدر - ایران - تهران، چاپ: 6، 1366 ه.ش.

 

 

 

جامع التفاسیر نور