گل نرگس کجایی تو

چرا جانم نمی آیی؟

گل نرگس کجایی تو

چرا جانم نمی آیی؟

گل نرگس کجایی تو

گذشت عمرم ز نیمه و نیامدی

طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب با موضوع «ashaar» ثبت شده است

گل نرگس

گل نرگس کجایی تو چرا جانم نمی آیی

دراین بازار دنیایی چرا صد گل نمی کاری

گل نرگس کجایی تو ، چراجانم نمی آیی ؟

دراین غمزاردنیایی چرا صد گل نمی کاری

 

بیا و پر گلستان کن ، گل نرگس که رعنایی

فدای قدّ رعنایت گلستان را تو زیبایی

 

قد م برچشم بیمارم بنه زین پس که می آیی

نما خوشبو مشامم را از آن الطاف والایی

 

نشان از بی نشانی ها نشان بردیده ی جانم

حدیث آشنایی ها تو برپاکن که رعنایی

 

رود از دیدگان خوابم که هر لحظه تو می آیی

نمی خوابم که می آیی ، نمی دانم که می خوابی

 

خجالت می کشم هر دم ازآن چشمان پرنورت

چو می دانم نمی بینم ، چو می بینم نمی آیی

 

گل نرگس چه رعنایی ، چه والایی ،چه زیبایی

یقین دانم که می آیی،که می آیی،که می آیی


 

سلام شهیدان نثار توست

یابن الحسن(عج) سلام شهیدان نثار توست
دل های پر ز غصّه، همه بیقرار توست

چشم امید ماست به دست تو ای امام
بگذار پا به دیده که آنجا دیار توست

یابن الحسن(عج)، امام زمان، یوسف بتول(س)
صیاد دل تویی و دل ما شکار توست

با دست حیدری بکن از ریشه ظلم را 
این فن و این هنر همه در ذوالفقار توست

باید خودت برای ظهورت دعا کنی 
چون مستجاب دعوه تویی، کار کار توست

جانها فدای نام تو ای یابن فاطمه(س)
دار و ندار ما همه در اختیار توست

ما عاشقیم و در همه ی عمر چشم ما
هر صبح و شام بر در و در انتظار توست

با اذن حق اگر که نفس می کشیم ما 
آقا قسم به عشق که از اعتبار توست

روزی که پا به عالم خاکی گذاشتیم
دل شد اسیر و تا به ابد هم دچار توست

ای ساکن دلی که دل از ما ربوده ای
پنهان ز دیده ای و دل ما کنار توست

ای خوش به حال آن که تویی یار و یاورش
خوشتر هر آن که در همه ی عمر یار توست

----------------------
http://ashkeshafagh.parsiblog.com
------------------

نیامدی

عمرم رسید به نیمه دوران نیامدی


حیران شدم از درد یتیمان نیامدی



------------------
چه دیده ها که دوخته به در شده ؛ نیامدی


چه عمرها ز دوریت به سر شده ؛ نیامدی 


چه روزها که تا به شب نام تو برده شد به لب


چه چشمها که از غم تو تر شده ؛ نیامدی 


شنیده بودم از کسی که با بهار می رسی


ببین که از بهار هم خبر شده نیامدی 


بیا ببین در این جهان امام خوب و مهربان


اسیر فتنه ی زمان بشر شده نیامدی 


تمام غصه ام همین شده که گویم این چنین


و امشبم بدون تو سحر شده نیامدی 


صبا به یار آشنا بگو که شاعر شما


ز دوری رخ تو خون جگر شده نیامدی 


از این زمانه خسته ام بیا که دلشکسته ام

به حق مادری که منتظر شده نیامدی

--------------

شاعر نامعلوم

-----------

entezaresabz-313.fa